منوی اصلی


 
بیانات مقام معظم رهبری چاپ
شنبه ۰۷ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۱۸

بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی


بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد
و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين المكرّمين
سيّما بقيّةالله فى الأرضين‌
‏ خداوند متعال را از اعماق جان سپاسگزارم كه يك بار ديگر و يك سال ديگر اين توفيق را ‏عنايت فرمود كه روز اول سال در كنار شما برادران و خواهران زائر و مجاورِ اين سرزمين ‏پاك و مقدس، در كنار مرقد مطهر حضرت ابى‌الحسن على‌بن‌موسى‌الرضا (صلوات الله و ‏سلامه عليه) باشم و از فيوضات اين روز و از فرصت بزرگ ديدار شما برادران و خواهران ‏عزيز بهره‌مند شوم. اولاً تبريك عرض ميكنم حلول سال نو و عيد نوروز را به همه‌ى ملت ‏ايران، به شما برادران و خواهران عزيز، و مطالبى را در اين مناسبت عرض ميكنم.
‏ مطلب اوّلى كه مورد نظر است كه عرض بشود، به مناسبت گذشتن سى و يك سال از استقرار ‏نظام جمهورى اسلامى، يك تعريف قرآنى از نظام مقدس اسلامى و از حكومت اسلامى است. ‏اساس حكومت اسلامى و شاخص عمده‌ى اين حكومت عبارت است از استقرار ايمان؛ ايمان به ‏خدا، ايمان به تعاليم انبياء و سلوك در صراط مستقيمى كه انبياء الهى در مقابل پاى مردم قرار ‏دادند. اساس، ايمان است. فرستادن پيامبران الهى براى هدايت انسانها و ايجاد جوامع دينى و ‏الهى در طول تاريخ تا امروز، در درجه‌ى اول براى اين مقصود است. لذا ميفرمايد: «انّا ‏ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذيرا. لتؤمنوا باللَّه و رسوله و تعزّروه و توقّروه و تسبّحوه بكرة و ‏اصيلا».(1) يعنى هدف از فرستادن پيغمبران الهى، ايمان به خدا، دل بستن به ذات الهى و راه ‏الهى، و دل بستن به آن تعاليمى است كه انبياء الهى به انسان تعليم داده‌اند. اين در سوره‌ى ‏مباركه‌ى «انّا فتحنا» است. در سوره‌ى مباركه‌ى احزاب ميفرمايد: «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا ‏و نذيرا. و داعيا الى اللَّه».(2) رسالت پيغمبر، دعوت به خداست؛ اين، اساس كار است. آن ‏چيزى كه به عنوان شاخص، ميان نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى و همه‌ى جوامع بشرى ‏وجود دارد، در درجه‌ى اول اين نكته است؛ مسئله‌ى ايمان به خدا، ايمان به غيب، ايمان به ‏راهى كه خداوند متعال براى سعادت دنيوى و اخروى انسان در مقابل بشر قرار داده است. اگر ‏امروز نظام جمهورى اسلامى در مقابل نظامهاى گوناگون عالم سخنى براى گفتن دارد، مطلبى ‏براى تحدى در قبال نظامهاى مادى در نظام جمهورى اسلامى وجود دارد، به خاطر همين ‏است كه شاخص عمده، ايمان است. امروز بشر به خاطر بى‌ايمانى، دچار منجلابهاى گوناگون ‏زندگى است. بنابراين شاخص عمده، ايمان است. ايمان به خدا و راه خدا و راه انبياء - كه دنبال ‏آن، عمل به اين تعاليم است - فقط براى تعالى معنوى نيست؛ اگرچه عمده‌ترين ثمره‌ى آن، ‏تعالى معنوى و تكامل انسانى و اخلاقى است؛ چون دنيا مزرعه‌ى آخرت است. از حركت در ‏زندگى دنياست كه انسان ميتواند مدارج و معارج را طى كند و پيش برود. لذا زندگى مادى هم ‏در گروى ايمان به خداست. پس ايمان به خداى متعال نه فقط سعادت معنوى را تأمين ميكند، ‏بلكه سعادت مادى را هم تأمين ميكند. ايمان به خداى متعال موجب ميشود كه بشر در زندگى ‏مادىِ خود بتواند همه‌ى آن چيزهائى را كه انسان به آن نيازمند است، به دست بياورد. «و لو ‏انّهم اقاموا التّورية و الانجيل و ما انزل اليهم من ربّهم لأكلوا من فوقهم و من تحت ‏ارجلهم»؛(3) اگر اقامه‌ى دين بشود، اگر تعاليم اسلامى در جامعه عمل بشود، انسانها از لحاظ ‏رفاه به آن حدى ميرسند كه هيچ نيازى براى آنها باقى نماند كه تأمين نشده باشد. از لحاظ ‏آسايش معنوى و روانى انسان، احساس امنيت و آرامش، باز نقش ايمان برجسته است. به ‏گفته‌ى قرآن: «قد جائكم من اللَّه نور و كتاب مبين. يهدى به اللَّه من اتّبع رضوانه سبل ‏السّلام»؛(4) راه‌هاى سلامت را، راه‌هاى آرامش را، راه‌هاى امنيت روانى را قرآن به انسان ‏تعليم ميدهد؛ اين راهى است كه بشر را به آرامش روانى ميرساند؛ يعنى همان چيزى كه امروز ‏دنيا در فقدان آن، در حال التهاب است. پيشرفت مادى هست، پيشرفت فناورى و علمى هست، ‏ثروتهاى كلان در دست جوامع هست؛ اما آسايش نيست، آرامش نيست. اين به خاطر كمبود اين ‏عنصر اساسى در زندگى انسان است، كه عبارت است از ايمان. اين يك مطلب اساسى با ‏استفاده‌ى از قرآن كريم است كه در جمهورى اسلامى، من و شما، همه‌ى آحادمان، همه‌ى ‏جوانهايمان، همه‌ى نسلهاى رو به جلو كه ميخواهند فرداى سعادتمندى را براى كشورشان و ‏براى خودشان و براى فرزندانشان تأمين كنند، بايد به اين توجه داشته باشند. اساس كار در ‏نظام اسلامى ايمان است، كه بايد اين ايمان را تأمين كرد؛ نه فقط در دل، بلكه در عمل، در ‏برنامه‌ريزى‌ها و در همه‌ى اقدامها.
‏ امسال سى و دومين سالى است كه نظام جمهورى اسلامى تشكيل شده است؛ يعنى دومين سال ‏از دهه‌اى است كه اعلام شد دهه‌ى پيشرفت و عدالت است. شعار پيشرفت و عدالت، يك شعار ‏محورى است؛ يك مطلب اساسى است؛ يك نياز است. در اين مرحله، هدف كلان ملت عزيز ما ‏و مسئولان بايد پيشرفت و عدالت باشد. «پيشرفت» و «عدالت» دو خواسته‌اى است كه انسانها ‏به آن نيازمندند. پيشرفت، يعنى از لحاظ علم و عمل و آنچه كه در دنيا براى يك جامعه لازم ‏است، به نتائج مطلوب برسد. عدالت هم يعنى ميان انسانها تبعيض وجود نداشته باشد، ‏بى‌عدالتى نباشد، ظلم نباشد. هر دو خواسته، جزو خواسته‌هاى اساسى و اصلى و ديرين بشريت ‏است، كه تا تاريخ بشر وجود داشته است، اين دو خواسته، خواسته‌ى اصلى انسانها بوده است: ‏پيشرفت و عدالت. اين شعارها را ميشود داد؛ مهم اين است كه كِى ميشود به اين شعارها عمل ‏كرد. ما در نظام جمهورى اسلامى، اين دهه‌ى چهارم را هنگام مناسب براى عمل در جهت ‏رسيدن به اين دو شعار يافتيم. پيشرفت را ميشود به معناى حقيقى كلمه به دست آورد؛ عدالت ‏را هم با رشدى كه در جامعه‌ى ما هست، با آگاهى و بصيرتى كه مردم ما بحمداللَّه پيدا ‏كرده‌اند، موانع را شناخته‌اند، اهداف را تشخيص داده‌اند، دوست و دشمن را امروز جوانهاى ما ‏تشخيص ميدهند، اگر مسئولى در پى عدالت باشد، ميتواند در جامعه‌ى ما مقدمات استقرار ‏عدالت كامل را فراهم كند. البته اين كارِ كوتاه‌مدت نيست، كارِ بلندمدت است. بنابراين اين دهه ‏را، دهه‌ى پيشرفت و عدالت در نظر ميگيريم. هر اقدامى كه ميشود، هر برنامه‌ريزى‌اى كه ‏ميشود، بايد اين دو عنصر در آن ملحوظ باشد؛ هم در جهت پيشرفت جامعه باشد، هم در جهت ‏عدالت باشد.
‏ كشور آمادگى‌هاى زيادى دارد. عزيزان من! در اين سى سال، ملت و كشور در همه‌ى ‏زمينه‌ها پيشرفت كرده است. زمينه براى يك حركت عظيم و بنيانى، يك حركت محسوس كه ‏اثر آن را در زندگى مردم بشود ملاحظه كرد، فراهم است. ما هم در زمينه‌ى زيرساختهاى ‏اقتصادى پيشرفتهاى زيادى كرده‌ايم. در زمينه‌ى زيرساختهاى ارتباطى و مواصلاتى كارهاى ‏بزرگى انجام گرفته است. در زمينه‌ى پيشرفت علمى و فناورى، يك روند پرشتابى از چندى ‏قبل تاكنون آغاز شده است. ملاحظه ميكنيد؛ در زمينه‌هاى علمى، جوانان ما، دانشگاهيان ما، ‏برجستگان و نخبگان ما به يك مراحلى دست پيدا ميكنند كه براى يك كشورى كه از مرحله‌ى ‏دانش و تحقيق و فناورى و ابتكار علمى بسيار دور بوده است و فاصله داشته است، بسيار ‏چيزهاى عجيبى است.
‏ جوانان عزيز! امروز در كشور شما چيزهائى كه ايران را در رديف ده كشور اول دنيا قرار ‏ميدهد، يا در رديف هشت كشور اول دنيا قرار ميدهد، كم نيست. در بخشهاى مختلف، در ‏بخشهاى علوم زيستى، علوم نانو، علوم فضائى، علوم گوناگون، شما مى‌بينيد دانشمندان كشور ‏‏- كه عمدتاً هم همين جوانان پرشور و پرشوق و پرنشاط هستند - توانسته‌اند كشور را به اينجا ‏برسانند كه بگويند در اين مقوله، ايران جزو هشت كشور دنياست؛ در اين مقوله، ايران جزو ‏ده كشور اول دنياست؛ يعنى اين پيشرفت عظيمى است، اين يك جايگاه مهمى است براى ‏كشور.

‏ در زمينه‌ى اعتبار و اقتدار منطقه‌اى و بين‌المللى، امروز نظام جمهورى اسلامى و دستگاه ‏اسلامى در كشور ما، آنچنان از ابهت و اهميتى در چشم كشورها برخوردار است كه دشمنان ‏ما هم اعتراف ميكنند كه اعتبار بين‌المللى جمهورى اسلامى جزو برترينِ كشورهاى همسطح ‏خود و كشورهائى است كه ميتوانند اثرگذار باشند. ميتوان گفت جمهورى اسلامى از لحاظ ‏اعتبار بين‌المللى و سياسى در منطقه، در درجه‌ى اول قرار دارد. افرادى كه بهترين تعبير ‏درباره‌ى آنها اين است كه انسان بگويد كوته‌بينند و دقت نظر ندارند، ميشنويد از آنها كه گاهى ‏از اينكه فلان رئيس كشورِ مستكبر غربى يا فلان وزير خارجه يا فلان مأمور بين‌المللى ‏درباره‌ى ايران بدگوئى‌اى كرده است، اين را دليل بى‌اعتبارى نظام جمهورى اسلامى ‏ميشمارند؛ اين خطاست. جمهورى اسلامى امروز در چشم ملتها، در چشم دولتها، حتّى در ‏چشم دشمنانِ خودش داراى اعتبار و اقتدار است؛ يك دولت اثرگذار است. در مسائل جهانى، ‏حضور نظام جمهورى اسلامى، يك حضور محسوس است؛ قابل مقايسه نيست با يك كشورى ‏كه از لحاظ وضع اقتصادى و وضع ثروت عمومى، در حد ايران است. يعنى ايران از همه‌ى ‏كشورهائى كه از لحاظ اوضاع اقتصادى از او جلوترند يا در سطح او هستند، از لحاظ تأثير ‏در سياستهاى منطقه‌اى، بالاتر است.
اينها همه زمينه‌هاست؛ سى سال تجربه‌ى خدمتگزارى و مديريت هم امروز متراكم، در اختيار ‏مسئولان نظام جمهورى اسلامى است. استمرار حركت اين نظام و استقرار و ثبات نظام ‏جمهورى اسلامى، اين اهميت را داشته است، اين اثر بزرگ را گذاشته است كه يك تجربه‌ى ‏متراكمِ ذى‌قيمتى در برخورد با مسائل جهانى و منطقه‌اى و مسائل داخلى در كشور جمع شده ‏است؛ اين خودش يك زمينه‌ى بسيار مهمى است، يك زيرساخت قابل توجهى است.
چشم‌انداز روشنى تعيين شده است - يعنى سند چشم‌انداز بيست ساله‌ى جمهورى اسلامى - اين ‏سند باارزشى است. دولتهائى كه پشت سر يكديگر با انتخاب مردم بر سر كار مى‌آيند، ميتوانند ‏بر اساس اين سند چشم‌انداز، اهداف را مشخص كنند؛ هر كدام بخشى از راه را بروند و ‏دنباله‌ى كار را به دولت بعدى بسپارند. وجود سند چشم‌انداز، يكى از امكانات باارزش نظام ‏جمهورى اسلامى است.
يكى از امكانات بزرگ نظام، اين نسل جوانِ تحصيلكرده‌ى پرانرژىِ پرانگيزه‌اى است كه در ‏كشور ما وجود دارد. اينها تحصيل كرده‌اند، درس خوانده‌اند، باانگيزه‌اند، در راه فهم و درك ‏مسائل گوناگون در بخشهاى مختلف تلاش ميكنند، داراى اعتماد به نفس‌اند. ما امروز در ‏جوانهايمان احساس ميكنيم يك اعتماد به نفسى وجود دارد كه در گذشته وجود نداشته است، و ‏در كمتر ملتى هم اين را مشاهده ميكنيم. هر كدام از اين مسائل گوناگون اقتصادى و فنى و ‏سياسى و اجتماعى و مسائلى كه احتياج به دانش و تخصص دارد، اينها را وقتى انسان با ‏مجموعه‌هاى جوان و اهل تحقيق مطرح ميكند، مى‌بيند اينها با اعتماد به نفس، ميگويند ميتوانيم. ‏احساس نميكنند كه عاجزند، ناتوانند؛ احساس ميكنند ميتوانند. اين اعتماد به نفس خيلى ارزش ‏دارد براى يك ملت كه احساس كند ميتواند؛ چون سالهاى متمادى به ما تلقين ميشد كه شما ‏نميتوانيد. به ملت ما گفته ميشد شما عُرضه نداريد. سياستمداران كشور، حكام جائرى كه بر ‏كشور ما مسلط بودند و غالباً با دشمنان اين ملت دستشان در يك جيب و در يك كيسه بود، اينها ‏غالباً به كشور ما، به مردم ما، به جوانهاى ما تلقين ميكردند كه نميتوانيد؛ زحمت بيهوده نكشيد. ‏يعنى بايد ما بنشينيم، ديگران تحقيق كنند، پيشرفت پيدا كنند، ما برويم از آنها دريوزگى كنيم، ‏گدائى كنيم، از آنها بگيريم؛ خودمان نميتوانيم از درون خود بجوشيم. اين به ملت ما و جوانهاى ‏ما و نسل ما تلقين ميشد و جزو باورهاى اين ملت بود.
در دوران جوانى ما، آنطورى كه در جامعه واضح بود، اين احساس وجود داشت كه ايرانى ‏نميتواند؛ فرنگى‌ها، اروپائى‌ها، آمريكائى‌ها بايد پيش بروند، ما بايد دنبال آنها حركت كنيم و از ‏آنها ياد بگيريم. اينكه ما هم ميتوانيم يك راهى را باز كنيم، يك حركتى را شروع كنيم، يك ‏قلمروى را از قلمروهاى مهم زندگى فتح كنيم، اين براى ملت ما يك امر باور نكردنى بود. ‏امروز درست بعكس شده است. جوان ايرانى، هيچ مقوله‌اى از مقوله‌هاى مهم نيست كه برايش ‏مطرح بشود و احساس كند كه نميتواند. عرض كردم؛ در مسائل علمى، در مسائل فنى، در ‏مسائل سياسى، آنچه كه براى مجامع اهل تحقيق و پژوهش ما - كه عمدتاً هم جوانهاى ‏كشورمان هستند - مطرح ميشود، كارها و پيشرفتهاى گوناگونى كه مطرح ميشود، جوان ‏ايرانى احساس ميكند كه ميتواند. اين اعتماد به نفس، چيز بسيار مهمى است. اين اعتماد به نفس ‏در مجامع علمى پشتوانه‌اى دارد از اعتماد به نفس ملى؛ آن چيزى كه من در چند سال قبل از ‏اين مطرح كردم كه بايد ملت به اعتماد به نفس ملى برسد؛ يعنى احساس كند كه همه‌ى كارهاى ‏بزرگ را ميشود با اراده، با خواست، با حركت انجام داد. در هيچ كارى ما عاجز نيستيم. اينها ‏زمينه‌هاى پيشرفت است.
خوب، ما امسال را عرض كرديم «سال همت مضاعف و كار مضاعف»؛ يعنى همت برتر و ‏كار بيشتر. اين تعبير مضاعف - يعنى چند برابر - شكل آرمانى است. اگر دو برابر هم شد، ‏اگر سه برابر هم شد، اگر ده برابر هم شد، ما قانع نيستيم. اما اينجور هم نيست كه اگر يك ‏جائى نتوانستيم دو برابر كار كنيم، يك برابر و نيم توانستيم كار بكنيم، مأيوس شويم؛ نه، مهم ‏اين است كه همت برترى داشته باشيم از آنچه در گذشته داشتيم، و كار بيشترى بكنيم از آنچه ‏در گذشته ميكرديم. اين، شعار امسال است. اين شعارها نه فقط يك امر نمايشى است، و نه هم ‏اينجورى است كه ما خيال كنيم در اين سال، اين شعار همه‌ى مشكلات كشور را حل خواهد ‏كرد؛ نه، اين تشريفاتى نيست، نمايشى نيست؛ اين خط روشنى را به ما نشان ميدهد.‏
سال گذشته ما عرض كرديم: سال اصلاح الگوى مصرف. من همين جا در روز اول سال ‏تصريح كردم: اصلاح الگوى مصرف چيزى نيست كه در يك سال بتواند اتفاق بيفتد. سال ‏گذشته را گفتيم سال شروع حركت به سمت اصلاح الگوى مصرف است. خوب، حركتى آغاز ‏شد. من نميتوانم اين را بگويم كه الگوى مصرف اصلاح شد؛ نه، ما هنوز خيلى فاصله داريم. ‏تا وقتى الگوى مصرف را اصلاح نكنيم، تا وقتى ندانيم آب را چه جور بايد مصرف كرد، برق ‏را چه جور بايد مصرف كرد، نان را چه جور بايد مصرف كرد، پول را چه جور بايد مصرف ‏كرد، تا اينها را درست مصرف نكنيم، راه‌هاى مصرف را ندانيم، مشكلات ما به حال خود باقى ‏خواهند ماند. بايد ما اصلاح الگوى مصرف را دنبال كنيم. سال 88 مسئولين كارهائى كردند، ‏برنامه‌ريزى‌هائى كردند، تحقيقاتى كردند، اما اين كار نبايد متوقف بماند. اين، جهت را نشان ‏داد؛ معلوم شد كه در سال 88 مسئله‌ى اصلاح الگوى مصرف يك مسئله‌ى اساسى است و بايد ‏دنبال شود. امسال هم همين است. امسال ما عرض ميكنيم همت بيشتر. اين همتِ بيشتر ‏مخصوص امسال نيست. همت برتر مخصوص سال 89 نيست. ما بايد اين را به عنوان يك ‏انگشت نمايشگر راه در مقابل چشم خودمان قرار بدهيم؛ همتمان را نبايد كم كنيم. كارهاى ‏بزرگى داريم، اهداف بلندى در مقابل ماست؛ بايد همت را بلند داشت تا بتوانيم به آن هدفها ‏برسيم. كار هم بايد بيشتر بشود. كار بايد متراكمتر بشود تا بتوانيم به آن اهداف برسيم.
البته سال گذشته، سال مهمى براى كشور ما بود. به نظر من - همان طور كه در پيام نوروزى ‏هم به ملت ايران عرض كردم - سال 88، سال ملت ايران بود؛ سال پيروزى ملت ايران بود؛ ‏سال حضور نمايان ملت ايران در عرصه‌هاى عظيم زندگى در نظام اسلام و در كشورمان ‏بود. يك جا در بيست و دوم خرداد چهل ميليون نفر پاى صندوقهاى رأى آمدند؛ يعنى هشتاد و ‏پنج درصد شركت مردم در انتخابات؛ اين چيز بسيار مهمى است. يقيناً حضور مردم در ‏مشروعيت يك نظام نقش دارد. آن كسانى كه در غرب، مشروعيت خودشان را اساساً ناشى از ‏حضور مردم ميدانند و هيچ عامل ديگرى را در آن دخيل نميدانند، آنها يك چنين حضورى را ‏الان ندارند. در حدود زمان انتخابات ما، در كشور انگليس انتخاباتى برگزار شد با حضور ‏تقريباً سى درصد كسانى كه ميتوانستند رأى بدهند. هشتاد و پنج درصد كجا، سى درصد كجا؟! ‏اين حركت مردمى، اين حضور مردمى خيلى اهميت دارد. تحليلگران و مفسران سياسى مسائل ‏دنيا از اين چيزها به‌آسانى نميگذرند. ممكن است در مطبوعاتشان اين را منعكس نكنند؛ ممكن ‏است سياستمدارها در حرفهايشان كه تبليغ ميشود، اين را بر زبان نياورند و كتمان كنند؛ اما در ‏دلشان مؤثر است، ميفهمند.
اين ملت پاى حرف خود ايستاده است. اين يك حركت عظيم بود از ملتمان. ملت توانستند در ‏تاريخ كشور اين را ثبت كنند كه بعد از گذشت سى سال از استقرار نظام اسلامى - كه نظامى ‏بر پايه‌ى اسلاميت و جمهوريت است و اينها از هم تفكيك‌ناپذيرند؛ آنهائى كه اين دو را از هم ‏تفكيك ميكنند، جمهورى اسلامى را نشناختند - آنچنان پابند به مبانى اين نظام هستند كه در يك ‏انتخاباتى با اين شور و شوق، با اين عظمت شركت ميكنند. خوب، اين يك حركت عظيم ‏مردمى بود. در قبال اين حركت، دشمنان ملت ايران نقشه‌هائى داشتند؛ اين نقشه‌ها را شروع ‏كردند به عمل كردن. اگر حضور شما مردم در انتخابات بيست و دوى خرداد سال 88 يك ‏حضور ضعيفى بود، اگر به جاى چهل ميليون، مثلاً سى ميليون شركت كرده بوديد، به احتمال ‏زياد دشمنان شما موفق ميشدند. نقشه‌هائى از پيش طراحى شده بود. من كسى را متهم نميكنم؛ ‏اما هندسه‌ى كار دشمن را ميشناسم، مى‌بينم، آن را تشخيص ميدهم؛ نميتوانم آن را انكار كنم. ‏هندسه‌ى كار دشمن، يك هندسه‌ى مشخصى بود. نظير اين كار را در جاهاى ديگر هم كردند. ‏وقتى قدرتهاى مستكبر بين‌المللى از يك نظامى ناراضى و ناخشنود باشند، يكى از راه‌هائى كه ‏يافتند و عمل كردند، اين است كه منتظر يك فرصت انتخابات بشوند، بعد در آن فرصت ‏انتخابات، اگر كسانى كه مورد رضاى آنها نيستند، بر سر كار آمدند، و آنهائى كه آنها ‏ميخواهند، بر سر كار نيامدند، آن وقت با يك حركت نمايشىِ مردمى، اوضاع را برگردانند؛ با ‏شعارهائى گروهى از مردم را توى صحنه بكشانند، با فشار در صحنه‌ى خيابانها، آن چيزى را ‏كه با قانون به دست آمده است، با خشونت دگرگون كنند. اين يك نقشه‌ى شناخته شده است. اگر ‏ملاحظه ميكنيد كه حوادثى كه بعد از انتخابات پيش آمد، در ذهن مردم، در ذهن تحليلگران ‏مستقل و صادق و تيزبين، منتسب به عوامل خارجى و بيرونى ميشوند، ناشى از اين است. اگر ‏كسى هيچ خبرى هم از پشت پرده نداشته باشد، اطلاعاتى كه افراد صاحب اطلاع به دست ‏مى‌آورند، اگر اين اطلاع هم در دسترس نباشد، انسان شكل كار را كه نگاه ميكند، ميفهمد كه ‏اين كار، كار دشمنان ملت است؛ كار بيگانگان است. انتخاباتى انجام ميگيرد، يك حركت ‏قانونى اتفاق مى‌افتد، يك نتيجه‌اى هم با خود به دنبال مى‌آورد؛ اين نتيجه را  به زور خشونت ‏بخواهند عوض كنند. يك عده‌اى را بكِشند توى صحنه؛ احياناً اگر اقتضاء شد، خشونت هم ‏بكنند، آتش‌سوزى هم راه بيندازند، بانك هم آتش بزنند، اتوبوس هم آتش بزنند، براى اينكه نتائج ‏قانونى را برگردانند. خوب، اين حركتى است كه هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است. ‏پيداست اين حركت، حركت هدايت شده‌اى از طرف بيگانگان است. يك چنين اتفاقى را ‏ميخواستند در كشور پيش بياورند.
آزمون مهمى بود براى كشور. من به شما عرض بكنم، آزمون مهمى بود؛ هم عبرتهاى زيادى ‏داشت، هم درسهاى زيادى داشت؛ و در اين آزمون، ملت ايران پيروز شد. آنها ميخواستند ‏مردم را تقسيم كنند به يك گروه اقليت، به يك گروه اكثريت؛ يك گروهى كه برنده‌ى انتخابات ‏است، يك گروه هم كه در انتخابات به نتيجه‌ى مطلوب خود دست پيدا نكرده، اينها را در مقابل ‏هم قرار بدهند. ملت را دوپارچه كنند؛ يك عده اغتشاشگر هم وارد ميدان بشوند و با ايجاد ‏اغتشاش، جنگ را در داخل كشور مغلوبه كنند، جنگ داخلى راه بيندازند؛ اميدشان اين بود. اما ‏ملت هوشيارى به خرج داد. شما ديديد در روز انتخابات، مردم به دو گروه سيزده چهارده ‏ميليونى، و بيست و چهار پنج ميليونى تقسيم شدند؛ اما بعد از گذشت مدتى نه چندان بلند، همين ‏دو گروه با هم يكى شدند و در مقابل شورشگران و اغتشاشگران و خرابكاران ايستادند. بيدارى ‏ملت را انسان اينجا ميشود بفهمد. ميخواستند بين مردم اغتشاش ايجاد كنند. بدخواهانى كه سى ‏سال است عليه اين انقلاب و عليه اين مردم هر كارى توانستند، كردند، اينها هم فرصت را ‏مغتنم شمردند و با تبليغاتِ خودشان وارد ميدان شدند. بيش از اين، كارى نميتوانستند بكنند. اگر ‏آمريكائى‌ها و انگليسى‌ها و صهيونيستها ميتوانستند نيرو وارد خيابانهاى تهران بكنند، يقين ‏بدانيد ميكردند. اگر برايشان امكان داشت كه با حضور وابستگان و مزدوران خودشان از ‏خارج، عرصه را آنچنان كه ميخواهند، هدايت كنند، ميكردند. منتها ميدانستند كه اين كار به ‏ضررشان تمام ميشود. تنها كارى كه ميتوانستند بكنند، اين بود كه در صحنه‌ى تبليغات، در ‏صحنه‌ى سياست جهانى، از آشوبگر، از اغتشاشگر حمايت كنند. رؤساى جمهور كشورهاى ‏مستكبر در اين قضيه وارد ميدان شدند؛ اغتشاشگران خيابانى و خرابكارانى را كه با آتش زدن ‏ميخواهند موجوديت خودشان را نشان بدهند، ملت ايران ناميدند؛ شايد بتوانند اوضاع را آنچنان ‏كه طبق ميل خودشان است، در افكار عمومى دنيا و كشورمان تصوير و ترسيم كنند؛ اما ‏شكست خوردند.
قوى‌ترين و آخرين ضربه را ملت در روز نهم دى و بيست و دوى بهمن وارد كرد. كار ملت ‏ايران در بيست و دوم بهمن، كار عظيمى بود؛ نُه دى هم همين جور. يكپارچگى ملت آشكار ‏شد. همه‌ى كسانى كه در عرصه‌ى سياسى به هر نامزدى رأى داده بودند، وقتى ديدند دشمن در ‏صحنه است، وقتى فهميدند اهداف پليد دشمن چيست، نسبت به آن كسانى كه قبلاً به آنها ‏خوشبين هم بودند، تجديد نظر كردند؛ فهميدند كه راه انقلاب اين است، صراط مستقيم اين است. ‏در بيست و دوى بهمن، ملت همه با يك شعار وارد ميدان شدند. خيلى تلاش كردند، شايد بتوانند ‏بين ملت دودستگى ايجاد كنند؛ اما نتوانستند. و ملت ايستاد؛ اين پيروزى ملت بود. از بيست و ‏دوم خرداد تا بيست و دوم بهمن - هشت ماه - يك فصل پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ايران ‏بود؛ اين يك درس شد. آگاهى جديدى به وجود آمد. فصل تازه‌اى در بصيرت ملت ايران گشوده ‏شد. اين يك زمينه‌ى بسيار مهمى است. بايد بر اساس اين زمينه، حركت كنيم.
حالا همت برتر و كار بيشتر، همت مضاعف و كار مضاعف بر اين اساس بايد انجام بگيرد. ‏عرصه‌هاى گوناگونى وجود دارد. ما نبايد بگذاريم وقت بگذرد. هر سالى از سالهائى كه دوران ‏انقلاب گذرانده است، و در هر سالى هر ماهى، و در هر ماهى هر روزى، وزن و مقدارى ‏دارد، ارزشى دارد؛ نبايد اين را از دست داد. ممكن است در هشت ماه از سال 88 كه ‏اشتغالات فتنه‌انگيزان بعضى از ذهنها را به خود مشغول كرد، برخى از كارها نيمه‌كاره مانده ‏باشد؛ بايد جبران بشود. بايد حركت، يك حركت سريعى باشد. عرصه‌هاى گوناگونى وجود ‏دارد: عرصه‌ى علم و تحقيق در درجه‌ى اول، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، ‏علوم تجربى، علوم انسانى در همه‌ى بخشهائى كه براى كشور مورد نياز است، بايستى ‏همتشان را در تحقيق و علم افزايش بدهند؛ مراحل دورترى را در مقابل چشمشان و مد ‏نظرشان قرار بدهند؛ كار را بايد متراكمتر كنند.
من عرض كردم؛ بايد جوانان ما همتشان اين باشد كه با گذشت يكى دو دهه‌ى ديگر، كشورشان ‏را يك مرجع علمى براى دانشمندان جهان قرار بدهند. پس اين شد همت مضاعف و كار ‏مضاعف در عرصه‌ى علم و تحقيق.
همت مضاعف و كار مضاعف در استفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود ‏دارد. از همه‌ى آن چيزهائى كه ميتواند براى سازندگى كشور در دورانهاى آينده مورد استفاده ‏قرار بگيرد، يا زندگى عمومى مردم را رفاه و رونق ببخشد، بايد حداكثر استفاده بشود؛ يعنى ‏همان چيزى كه يكى از اركانش اصلاح الگوى مصرف است. از آب در كشور استفاده‌ى بهينه ‏بشود. ما امروز از آب در كشور استفاده‌ى بهينه نميكنيم. سال گذشته كه بنده مسئله‌ى اصلاح ‏الگوى مصرف را مطرح كردم، پژوهشگران كشورمان تحقيق كردند، به ما اطلاع دادند كه ‏اگر آبى كه در كشور مصرف ميشود، ده درصد آن صرفه‌جوئى شود، اين ده درصد به قدر ‏تمام استفاده‌اى است كه امروز براى شرب خانگى و براى صنعت مورد استفاده قرار ميگيرد. ‏امروز نود درصد آب كشور در بخشهاى كشاورزى مصرف ميشود - مصرف غلط، مصرف ‏اسراف‌آميز - ده درصد ديگر براى آب شرب و براى صنعت و براى مصارف گوناگون به ‏كار ميرود. يعنى اگر در كار كشاورزى ما ده درصد صرفه‌جوئى كنيم، مقدار مصرف شرب و ‏صنعت و امثال اينها به دو برابر خواهد رسيد؛ اينقدر مسئله مهم است. مسئله‌ى مصرف برق و ‏مصرف حاملهاى انرژى - بنزين، گازوئيل - هم مهم است. اين لايحه‌ى هدفمند كردن يارانه‌ها ‏كه مطرح شده است، ناظر به اين مسائل است؛ لايحه‌ى بسيار مهمى است.
من همين جا در حضور شما مردم عزيزمان توصيه ميكنم؛ هم به قوه‌ى مجريه، هم به قوه‌ى ‏مقننه، كه در اين مسئله‌ى مهم بايد با هم همكارى كنند، بايد به هم كمك كنند. از يك طرفِ ‏قضيه، نگاه به قوه‌ى مجريه است - كه بار بر دوش قوه‌ى مجريه است؛ دولت بايستى اقدام كند، ‏عمل كند؛ پس همه‌ى دستگاه‌هاى ديگر، از جمله دستگاه قانونگذارى بايد به دولت كمك كنند - ‏از طرف ديگر هم دولت بايستى آن چيزى كه قانونى است و مراحل قانونى را گذرانده است، ‏معتبر بداند و بر طبق آن عمل كند. بنابراين دولت، مجلس - قوه‌ى مجريه، قوه‌ى مقننه - در اين ‏كار دوشادوش هم حركت كنند، به هم كمك كنند و با هم باشند؛ «يد اللَّه مع الجماعة». وقتى با ‏هم بودند، خدا هم كمك خواهد كرد. بنابراين استفاده‌ى بهينه از امكانات و منابع موجود كشور و ‏بهره‌ورى مهم است؛ بهره‌ورى بيشتر از آنچه كه داريم و آنچه كه بسيارى از آنها متأسفانه ‏مورد اسراف و استفاده‌ى غلط قرار ميگيرد.‏
همت مضاعف و كار بيشتر در كيفيت بخشيدن به توليدات داخلى؛ يكى از كارهاى اساسى اين ‏است. ما امروز توليدات داخلى زيادى داريم؛ هم در زمينه‌ى صنعت، هم در زمينه‌ى ‏كشاورزى؛ بايد به كيفيت اينها اهميت بدهيم، كيفيت اينها را بالا ببريم. بايد جورى باشد كه ‏مصرف‌كننده احساس كند آنچه كه در كشورش توليد ميشود، به دست كارگر ايرانى توليد ‏ميشود، از لحاظ كيفيت، يا بهتر از نوع خارجى است يا لااقل همسطح آن است.
همت مضاعف و كار مضاعف در تأمين سلامت. مسئله‌ى سلامت، هم در برنامه‌ى پنجم بايد ‏مورد توجه ويژه قرار بگيرد، هم در برنامه‌ريزى‌هاى گوناگون اجرائى در دستگاه‌هاى مختلف. ‏يك بخش از مسئله‌ى تأمين سلامت، مسئله‌ى ورزش همگانى است؛ كه بنده بارها توصيه كردم، ‏باز هم توصيه ميكنم. ورزش همگانى براى همه لازم است. نشاط، سلامت، آمادگى، حوصله‌ى ‏كار، در سايه‌ى ورزش عمومى و همگانى براى جامعه تأمين ميشود.
همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى. بسيارى از كسانى كه ‏سرمايه دارند، پول دارند، درآمدهاى كلانى دارند، نميدانند اين درآمدها را چگونه بايد صرف ‏كنند. اينجا هم باز همان اصلاح الگوى مصرف خود را نشان ميدهد. پول را به جاى ‏سرمايه‌گذارىِ توليدى، صرف تجملات ميكنند؛ سفرهاى خارجى بيهوده، بى‌ثمر، پرخرج و ‏احياناً فسادآور، بهانه براى تغيير وسائل خانه، وسائل زندگى؛ اين چيزها يك حركت مسرفانه ‏است نسبت به ثروت. ميشود پول را، درآمد را سرمايه‌گذارى كرد. امروز وسائل اين كار ‏فراهم است. با فعال شدن بورسهائى كه در كشور هست، ميتوان سرمايه‌گذارى كرد. همه ‏ميتوانند آنچه را كه دارند، در سرمايه‌گذارى‌ها دخالت بدهند.
يكى از مسائل مهم كه همت مضاعف و كار مضاعف ميطلبد، مسئله‌ى توليد فكر است؛ ‏كتابخوانى، افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون. اين كرسى‌هاى آزادانديشى كه ما ‏عرض كرديم، پيشنهاد كرديم در دانشگاه‌ها و در حوزه‌ها به راه بيفتد، ميتواند يك جريان سيال ‏فكرىِ بسيار باارزشى را در جامعه به راه بيندازد.‏
و از همه مهمتر، همت مضاعف و كار مضاعف در مبارزه‌ى با فقر، در مبارزه‌ى با فساد، در ‏مبارزه‌ى با بى‌عدالتى. اينها چيزهائى است كه ما در پيش روى خودمان داريم. ملت، دولت و ‏مسئولان بايد تلاش كنند.
البته چالشهائى هم داريم، موانعى هم داريم. ما ملتى نيستيم كه در دنيا هيچ كس با ما دشمنى ‏نداشته باشد. آن ملتهائى دشمن ندارند كه ارزش وجودى ندارند. ملتى كه راهى دارد، هدفى ‏دارد، كارى دارد، تلاشى ميكند، دشمنانى هم پيدا ميكند. البته دشمن داريم تا دشمن. دولت ‏آمريكا هم در دنيا خيلى دشمن دارد؛ اما دشمن دولت آمريكا كيست؟ ملتها. ملتهايند كه متنفرند، ‏مكدّرند، از دولت آمريكا بدشان مى‌آيد. چرا؟ به خاطر اينكه دولت آمريكا سابقه‌ى تجاوز و ‏تعرض به كشورها از پنجاه سال، شصت سال قبل از اين تا امروز در پرونده‌اش ثبت شده ‏است. در طول پنجاه سال گذشته، دولت آمريكا نزديك به شصت كشور را مورد تجاوز نظامى ‏خودش قرار داده؛ اين شوخى است؟ اين كم است؟ خوب، پس او هم دشمن دارد، نظام ‏جمهورى اسلامى هم دشمن دارد. دشمن نظام جمهورى اسلامى كيست؟ دولتهاى مستكبر، ‏سرمايه‌دارهاى صهيونيست، دشمنان بشر، دستگاه‌هاى جاسوسى غدار و سفاك. بنابراين دشمن ‏هست؛ اين دشمنان فعاليت ميكنند، تلاش ميكنند.‏
ملت و مسئولان كشور بايد هوشيار باشند؛ محاسبه‌ى اين دشمنى‌ها را بكنند؛ در مقابله‌ى با اين ‏دشمنى‌ها، با تدبير و با شجاعت عمل كنند. هم تدبير لازم است، هم شجاعت لازم است. اگر ‏شجاعت وجود نداشته باشد، در مقابل ابهت و هيبت و چهره‌ى عبوس دولتهاى مستكبر، كسى ‏دل خود را ببازد، قطعاً شكست‌خورده است. دولتهاى مستكبر يكى از كارهايشان همين تشر ‏زدن است؛ چهره‌ى عبوس گرفتن است؛ حق را ناحق كردن است. در مقابل اينها اگر شجاعتى ‏وجود نداشته باشد، مسئولان كشور اگر نتوانند در مقابله‌ى با اين حركتهاى نمايشىِ خصمانه و ‏مستكبرانه روى پاى خودشان بايستند، قطعاً كلاهشان پس معركه است؛ هم خود شكست ‏ميخورند، هم ملت را به شكست ميكشانند. بنابراين شجاعت لازم است.
تدبير هم لازم است. تدبير يعنى آگاهى از آنچه كه در برنامه‌ى دشمن است، و تصميم درست و ‏بجا در مقابله‌ى با آن. دشمن به شكلهاى مختلفى ظاهر ميشود. شما امروز ملاحظه كنيد؛ در ‏مقابل ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى، صهيونيستها هستند، دولت آمريكا قرار دارد؛ گاهى ‏لباس گرگ ميپوشند، گاهى لباس روباه ميپوشند؛ گاهى چهره‌ى خشن و خصمانه‌ى خودشان را ‏نشان ميدهند، گاهى چهره‌ى فريبگرانه نشان ميدهند؛ بايد متوجه بود.
من سال گذشته، روز اول سال، در همين اجتماع عظيم به شما مردم عزيز گفتم: در مقابل ‏اظهاراتى كه رئيس جمهور جديد ايالات متحده‌ى آمريكا ميكند و ميگويد ما دست دوستى را ‏دراز ميكنيم، با نگاه تيزبين مسئله را دنبال خواهيم كرد. ما نگاه ميكنيم ببينيم آيا واقعاً دست ‏دوستى است؟ آيا واقعاً نيت، نيت دوستانه است يا نيت خصمانه در قالب الفاظ فريبگر؟ اين ‏براى ما خيلى مهم است. پارسال گفتم اگر در زير دستكش مخملى، دست چدنى و پنجه‌ى چدنى ‏باشد، ما دستمان را دراز نميكنيم؛ دوستى را قبول نميكنيم. اگر با لبخندى كه زده ميشود، ‏خنجرى در پشت پنهان شده باشد، ما حواسمان جمع است. متأسفانه آنچه كه اتفاق افتاد، همان ‏چيزى بود كه حدس زده ميشد. دولت آمريكا و همين تشكيلات جديد و رئيس جمهور جديد، با ‏همه‌ى ادعاى علاقه‌مندى به روابط عادلانه و صحيح، كه نامه هم نوشتند و پيغام هم دادند و در ‏بلندگوها هم گفتند و در مجالس خصوصى هم تكرار كردند كه ما ميخواهيم با جمهورى اسلامى ‏روابطمان را عادى كنيم، متأسفانه در عمل عكس اين عمل كردند. در همين قضاياى هشت ماه ‏بعد از انتخابات، بدترين موضع را گرفتند. رئيس جمهور آمريكا اغتشاشگران و خرابكاران ‏خيابانى را به عنوان جنبش مدنى معرفى كرد! آتش زدن بانك، آتش زدن اتوبوس، كتك زدن ‏عابر بى‌گناه و بى‌خبر، كتك زدن خواهر و مادر شهيد به خاطر اينكه چادر بر سر دارد، آتش ‏زدن موتورسيكلت جوان چون محاسن دارد، اينها جنبش مدنى است؟! شما دم از حقوق انسان ‏ميزنيد، دم از دموكراسى ميزنيد، اما حركت عظيم مردم را در انتخاباتشان، در انتخابشان، در ‏حضورشان در صحنه نمى‌بينيد و نديده ميگيريد؛ طرف يك عده اخلالگر و اغتشاشگر را ‏ميگيريد؟! اين را جنبش مدنى اسم ميگذاريد؟! خجالت نميكشيد؟! ادعا ميكنند كه ما طرفدار ‏حقوق بشريم، احساس مسئوليت نسبت به حقوق بشر ميكنيم! شما در موقعيتى نيستيد كه با كسى ‏درباره‌ى حقوق بشر بحث كنيد. شما در كداميك از اقدامات خودتان در اين چند سال نسبت به ‏گذشته تغيير ايجاد كرديد؟ در افغانستان كشتار را كم كرديد؟ در عراق دخالتتان را كم كرديد؟ ‏از كشتار فاجعه‌آميز مردم در غزه و كشتن كودكان حمايت نكرديد كه ادعاى طرفدارى از ‏حقوق بشر ميكنيد؟
من امروز بار ديگر اعلام ميكنم؛ دولتهائى كه با حالت استكبارى، با روحيه‌ى استكبارى ‏بخواهند با ملت ايران و با مسئولين جمهورى اسلامى مواجه بشوند، بدانند از سوى ملت ايران ‏و از سوى مسئولين جمهورى اسلامى محكوم و مردود هستند. شما نميتوانيد دم از ميل به صلح ‏و دوستى بزنيد، اما در همان حال توطئه بكنيد، فتنه بكنيد؛ به خيال خودتان بخواهيد به نظام ‏جمهورى اسلامى ضربه بزنيد.
ملت بيدار است، مسئولين بيدارند. تدبير اين است كه رفتار خصم را انسان زير نظر بگيرد، ‏ببيند چه ميخواهند بكنند. نه در لباس گرگ، نه در لباس روباه، از چشم ملت ايران نبايستى اينها ‏پوشيده و مخفى بمانند، ناشناخته بمانند. ملت ايران بايستى هوشيارانه تصميم بگيرند، و ما ‏ان‌شاءاللَّه به توفيق الهى هوشيارانه تصميم ميگيريم. ما منافع ملت خود را در مقابل تشر و اخم ‏دشمنان، هرگز رها نخواهيم كرد. آنچه را كه در راه پيشرفت اين ملت لازم است، اقدام ميكنيم ‏و مطمئنيم و ميدانيم كه اين ملت پيروز است؛ همچنان كه در اين سى سال پيروز بوده است. ‏دشمنان ما در اين سى سال آنچه با ملت ايران انجام داده‌اند، شكست خوردند؛ نتوانستند به نظام ‏جمهورى اسلامى ضربه و لطمه بزنند؛ نتوانستند مردم را از نظام جدا كنند. بعد از اين هم ‏همين خواهد بود. بعد از اين هم به توفيق الهى، به حول و قوه‌ى الهى، سرنوشت ملت ايران ‏پيروزى و پيشرفت است؛ سرنوشت دشمنان ملت ايران، شكست و عقب‌ماندگى است.
پروردگارا! قدمهاى ما را در صراط مستقيمِ ايمان به خدا و به قرآن و به آئين مقدس اسلام، ‏ثابت‌قدم بدار. پروردگارا! دلهاى ما را از توجه و تضرع در مقابل خودت هرگز غافل مفرما. ‏پروردگارا! ما را از دعاى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) محروم مكن. پروردگارا! اين ملت ‏را، اين جوانان را، اين دلهاى پرشور و پرانگيزه را همواره مورد لطف و تفضل خود قرار ‏بده. پروردگارا! روزبه‌روز پيوندهاى برادرى ميان اين ملت و ملتهاى مسلمان را مستحكم‌تر ‏بفرما؛ كيد دشمنان را باطل بفرما.‏

 
 

 

تلفن تماس روابط عمومى

لينكها