منوی اصلی


 
بیانات مقام معظم رهبری چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۲۱

بي
انات مقام معظم رهبری  در ديدار گروه كثيرى از معلمان سراسر كشور‏
‏ خيلى خوشامديد برادران و خواهران عزيز! ان‌شاءاللَّه مناسبت روز معلم بر همه‌ى شما، بر ‏همه‌ى معلمان در سراسر كشور، و بر ملت ايران مبارك باشد. اينكه روز معلم را با مناسبت ‏ياد شهادت يك معلمِ بزرگ قرار داده‌اند، براى ما درس‌آموز است؛ اين يك حركت نمادين است؛ ‏يعنى عظمت كار تعليم و تربيت در آن حدى است كه آميخته‌اى از كار فكرى و علمى و ‏حضور در ميدانهاى اساسى زندگى - آنچنانى كه در حيات شهيد مطهرى (رضوان اللَّه تعالى ‏عليه) مشهود بود - نقطه‌ى مطلوب اين شغل شريف و اين كار بزرگ است.
‏ يك نكته‌ى اساسى اين است كه جامعه‌ى معلمين كشور عظمت كارى را كه بر عهده گرفته‌اند و ‏انجام ميدهند، همواره در مد نظر داشته باشند. اگر انسان بداند كه چه كار بزرگى را دارد انجام ‏ميدهد، انگيزه‌ى او، تحرك او، ايمان او و تلاش او در اين كار، مضاعف خواهد شد. مثل يك ‏رزمنده‌ى شجاعى كه در يك نقطه‌ى حساسى از خطوط جبهه‌ى خودى مشغول كار و تلاش و ‏مجاهدت است؛ نقش مجاهدت او آنچنان عظيم است كه براى همه‌ى اين جبهه ميتواند اثر و ‏فايده داشته باشد. اگر اين رزمنده اين را بداند، هرگز خسته نخواهد شد؛ احساس ملالت نخواهد ‏كرد؛ هيچ عامل نوميدى در دل او اثر نخواهد گذاشت. اين نكته بايد در مقابل چشم معلمان ما ‏هميشه حضور داشته باشد كه نقش معلم براى يك جامعه، نقش حياتى است؛ قابل مقايسه‌ى با ‏بسيارى از نقشهاى مهم و حساس در تركيب اجتماعى نيست.
‏ اين ماده‌ى خامى كه در اختيار معلم قرار ميگيرد، يك لوح ساده است؛ به قول شاعر، «من كه ‏لوح ساده‌ام، هر نقش را آماده‌ام»؛ اين دست نقشگر، اين لوح را ترسيم و تصوير ميكند و ‏هويت جديدى به او ميبخشد. عوامل مختلفى است؛ عامل تربيت والدين، عامل حوادث اجتماعى ‏و مؤثرات اجتماعى؛ در روزگار ما، وسائل تبليغ، رسانه‌ها و امثال اينها همه نقش دارند؛ اما ‏نقش معلم در اين ميان، يك نقش بارز و برجسته‌اى است. معلم ميتواند اين ماده‌ى خام را حتّى ‏از اسارت عوامل وراثتى هم نجات دهد؛ اين را علم ثابت كرده است. همچنان كه عوامل ‏وراثتىِ بيمارى‌هاى جسمانى و عوارض جسمانى ميتواند با تدابير گوناگون، با پيشگيرى‌ها و ‏فعاليتهاى گوناگون خنثى شود، عوامل وراثتىِ اخلاقى و روحى و معنوى هم همين جور است. ‏معلم ميتواند اين نوجوان را يا اين كودك را به يك انسان عالم، فكور، داراى روح تحقيق، ‏علاقه‌مند به تحقيق و پژوهش تربيت كند، يا يك انسان سطحى و بى‌علاقه‌ى به تعمق و ‏بى‌علاقه‌ى به معلومات؛ ميتواند او را يك انسان شريف، نجيب، خيرخواه، خوشدل و پاك‌نفس ‏تربيت كند و به عرصه بياورد، ميتواند در نقطه‌ى مقابل، او را تبديل كند به يك انسان شرير، ‏بددل و بدخواه؛ ميتواند او را يك انسان خوشبين، داراى اعتماد به نفس، اميدوار و علاقه‌مند به ‏كار و فعاليت به بار بياورد، ميتواند در نقطه‌ى مقابل، او را يك انسان نااميد، مأيوس و منزوى ‏به جامعه تحويل دهد؛ ميتواند از او يك انسان متدين، پارسا و پاكدامن بسازد، يا نقطه‌ى مقابل، ‏يك انسان لاابالى، بى‌اعتناى به ارزشهاى اخلاقى، بى‌اعتناى به تعاليم دينى تربيت كند؛ ميتواند ‏حتّى بر عوامل خارجى تربيت - مثل اين رسانه‌ها و امثال اينها - غلبه كند؛ حتّى با تعليم ‏مستمرى كه در طول سالهاى متمادى با اين ماده‌ى خام، با اين نوجوان، با اين دل آماده‌ى ‏پذيرش ايفاء ميكند، ميتواند بر نقش تربيتى والدين غلبه كند؛ اين نقش معلم است.
‏ خوب، يك جامعه احتياج دارد به انسانهاى مؤمن، پرانگيزه، صبور، اميدوار، خوشبين، ‏علاقه‌مند به منافع عمومى، علاقه‌مند به رسيدن به قله‌هاى كمال شخصى و جمعى، انسانهاى ‏باابتكار، متفكر، اهل تحقيق، اهل پيشروى. اين را كى به وجود خواهد آورد؟ اينجاست كه نقش ‏معلم روشن ميشود. دستگاه تعليم و تربيت، يك چنين دستگاه حساس و مهمى است.
‏ البته درباره‌ى مسائل تعليم و تربيت و نقش معلمان، حرفهاى زيادى زده شده است. ما امروز ‏در شرائطى نيستيم كه به حرف اكتفاء كنيم؛ امروز نياز داريم به عمل. آموزش و پرورش، چه ‏در بخش ستادى، چه در بخش صف - كه همين مجموعه‌ى معلمان و آموزگاران و دبيران در ‏سراسر كشور هستند - ميتواند آينده‌ى اين كشور را رقم بزند. درست است كه تغيير بنيادى ‏آموزش و پرورش يك كار اساسى است كه بارها اين را به مسئولان محترم كشورى و آموزش ‏و پرورش تذكر داده‌ايم؛ خوب، بحمداللَّه در بيانات وزير محترم هم شنيديد كه فعاليت خوبى در ‏اين زمينه انجام گرفته است، كه بايد يك تغيير بنيادى بر اساس نياز، بر اساس اهداف والا، بر ‏اساس امكانات عظيم كشور، امكانات انسانى، در آموزش و پرورش به وجود بيايد؛ اين در ‏جاى خود صحيح است، بنده هم در همين زمينه تأكيد ميكنم؛ اين كار را رها نكنيد، متوقف ‏نكنيد؛ با شوق و همت مضاعف، با انگيزه‌ى تمام نشدنى، اين كار را تا نهايت دنبال كنيد، كه ‏كار دشوارى هم هست؛ ليكن معلم از لحاظ انگيزه‌ى شخصى، از لحاظ احساس مسئوليت ‏نميتواند متوقف بماند تا اينكه آن وضعيت مطلوب در آموزش و پرورش به وجود بيايد. ‏توصيه‌ى من به همه‌ى شما معلمان عزيز، به معلمان سراسر كشور اين است كه اين نقش عظيم ‏را در خود باور كنيد؛ بدانيد كه داريد چه نقش عظيمى را براى آينده‌ى كشور ايفاء ميكنيد.
‏ كشور ما در طول چند قرن دچار خسارتهاى سنگين، دچار عقب‌افتادگى‌هاى بزرگ، دچار ‏غفلتهاى غيرقابل جبران بوده است؛ و اين وضعى است كه ما امروز مشاهده ميكنيم. با پيدايش ‏انقلاب اسلامى، با اين حركت نوين، اين كشور بايد آن راهى را برود كه شايسته‌ى اين ملت ‏است، شايسته‌ى اين ميراث است، شايسته‌ى داعيه‌ى مسلمانى است؛ اين احتياج دارد به يك ‏تحرك عظيم.‏
‏ معلمين عزيز توجه بكنند كه ما براى فرداى اين كشور چه جور انسانى نياز داريم؟ زن و مرد ‏ما براى ساختن مطلوب اين كشور، بايد چه خصوصياتى داشته باشند؟ اين به دست شماست. ‏اين نوجوان يا كودكى كه در مقابل شما در كلاس درس نشسته است، در اختيار شماست. شما با ‏سخن خود، با منش خود، با رفتار خود، ميتوانيد به او اعتماد به نفس بدهيد؛ ميتوانيد به او اميد ‏بدهيد؛ ميتوانيد او را روانه‌ى ميدانهاى عمل كنيد؛ ميتوانيد به او روح ديانت را آنچنان كه ‏شايسته‌ى اوست، تزريق كنيد؛ ميتوانيد از او انسانى زيرك، پرتلاش، اجتماعى، علاقه‌مند به ‏مصالح جمع و جامعه بسازيد و به وجود بياوريد؛ ميتوانيد روح ابتكار را در او زنده كنيد. معلم ‏فرزانه‌ى ما ميتواند در همان محدوده‌ى كلاس درس خود اين كارها را انجام دهد؛ اين وظيفه‌ى ‏همگانى و عمومى معلمان است در سراسر كشور.‏
‏ البته معلم براى اينكه بتواند همه‌ى اين كارها را انجام دهد، احساس ميكند كه نياز دارد به ‏راهنمائى روشن‌بينان جامعه، متفكران جامعه، متخصصان تعليم و تربيت. اين نياز، خود به ‏وجود آورنده‌ى محصول است. اين نياز وقتى از سوى معلمين احساس شد، بلافاصله به دستگاه ‏مولده‌ى كشور منعكس ميشود؛ آنچه را كه مورد نياز است، توليد ميشود. ما تا احساس نياز ‏نكنيم، تا سؤال نكنيم، تا نخواهيم، آن محصول مورد نياز توليد نخواهد شد. نقش آموزش و ‏پرورش اين است.
‏ اين جمله را هم درباره‌ى شهيد بزرگوارمان مرحوم آيةاللَّه مطهرى (رضوان اللَّه تعالى عليه) ‏عرض كنيم: حقيقتاً رفتار و منش آن مرد بزرگ، نشان‌دهنده و نمايشگر يك معلم كامل و با ‏احساس مسئوليت بود. در هيچ عرصه‌اى از عرصه‌هائى كه حضور يك متفكر اسلامى مورد ‏نياز بود، ايشان از ورود در آن عرصه خوددارى نكرد؛ ملاحظات و مصالح نتوانست جلوى ‏او را بگيرد كه وارد اين عرصه نشود؛ چه در زمينه‌هاى سياسى، چه در زمينه‌هاى فكرى. در ‏زمينه‌ى پاسخ به سؤالهاى گوناگونى كه در آن دوره ذهن جوانهاى ما را به خود مشغول كرده ‏بود، شهيد مطهرى مثل برخى از مدعيان روشنفكرى دينى نبود كه مطالب اجنبىِ از منطق دين ‏و محتواى دين را با لعاب دينى و قالب دينى عرضه كند؛ بلكه درست نقطه‌ى مقابل، مفاهيم ‏حقيقى دينى را در بسته‌بندى‌هاى متناسب روز و متناسب با سؤال و نياز و استفهام مخاطبين ‏عرضه ميكرد. دنبال اين نبود كه يك دسته‌ى خاصى، يك گروه خاصى، يك مجموعه‌ى فكرى ‏خاصى او را تحسين كنند. با واپسگرائى و عقب‌ماندگى فكرى و ارتجاع و تحجر و غلط ‏انديشيدن در زمينه‌ى دين - كه ناشى از تحجر و واپسگرائى است - همان قدر و با همان شدت ‏برخورد كرد كه با بدعتها و افكار انحرافى و افكار التقاطى. اين، خصوصيت آن مرد بزرگ ‏بود. او خسته نشد؛ تلاش دائمى ميكرد. دنبال نام و تيتر و عنوان متعارف دانشگاهى و حوزه‌اى ‏هم نماند. به عنوان يك رزمنده‌ى عرصه‌ى فكر و تأمل، وارد ميدان شد. با اخلاص كار كرد، ‏خداى متعال هم به كار او بركت داد. امروز بعد از سى سال از شهادت آن مرد بزرگ، ‏حرفهاى او تازه است، زنده‌است؛ گويا براى امروز نوشته شده است. آن روز هم كسانى در ‏سطوح مختلف فكرى، از سخن او و فكر او استفاده ميكردند، پاسخ خودشان را ميگرفتند؛ ‏امروز هم كه افكار جلو رفته است، مسائل بسيارى براى ذهنهاى جستجوگر حل شده است، باز ‏به سؤالات جديد پاسخگو است. اين، خاصيت يك فكر عميقِ همراه با اخلاص است.‏
‏ اخلاص، معجزه‌گر است. وقتى انسان براى خدا در يك راهى قدم ميگذارد، خدا به كار او ‏بركت ميدهد؛ اينجور ميشود كه تلاش چند ده ساله‌ى آن مرد بزرگ، آن شهيد عزيز، براى ‏جامعه مثل يك ذخيره‌ى تمام نشدنى باقى ميماند. اين كار برعهده‌ى ماست؛ همه‌ى ما در همه‌ى ‏عرصه‌هاى گوناگون.
‏ امروز كشور ما و ملت ما بعد از گذرانيدن سه دهه از بزرگترين حادثه‌اى كه بعد از ورود ‏اسلام در كشور اتفاق افتاده است - يعنى قيام نظام اسلامى، كه اين بزرگترين حادثه است - و ‏دنياى اسلام را متوجه كرد و نه فقط در منطقه، بلكه در معادلات سياسى جهان تأثير گذاشت و ‏بحمداللَّه ملت در اين سى سال پيشرفتهاى زيادى هم در بخشهاى مختلف كرده است، امروز جا ‏دارد متفكران ملت به چشم‌انداز آينده نگاه كنند و ببينند چه ميخواهند، چه ميخواهند بكنند.‏
‏ دنياى اسلام دنياى متشتت و متفرقى است. مسلمانها با داشتن قرآن، با داشتن محكم‌ترين تعاليم، ‏به خاطر عوامل گوناگون، دچار عقب‌ماندگى هستند. اين عوامل چيست؟ اينها را بايد شناخت. ‏همت ملت ايران بايد اين باشد كه به نقطه‌اى برسد كه همه‌ى رفتارهاى او، حركات او، ‏محصولات فكرى او، در دنياى اسلام به صورت يك مرجع مسلّم و متقن، مورد مراجعه‌ى ‏ملتها قرار بگيرد؛ متفكران ملتها، روشنفكران ملتها راه را پيدا كنند؛ اين مسئوليت تاريخى ملت ‏ايران است. و اين راهى است كه به طور طبيعى در مقابل ماست؛ بايد اين راه را بدرستى طى ‏كنيم؛ با اطمينان به نفس حركت كنيم؛ همه‌ى توان و ظرفيت انسانى و فكرى و استعدادى را كه ‏خداى متعال در اين ملت به وديعه نهاده است، به ميدان بياوريم؛ آن وقت سرنوشت دنياى اسلام ‏تغيير خواهد كرد و به تبع آن، سرنوشت دنيا تغيير خواهد كرد. دنيا امروز در راه بدى حركت ‏ميكند؛ در وضعيت بدى قرار دارد؛ اخلاقيات در دنيا پامال شده است. ملتها دارند چوب اين ‏انحطاط اخلاقى را ميخورند، و متفكران ملتها متوجه به اين ضايعه‌ى بزرگ هستند؛ رنج ‏ميبرند، اظهار ميكنند؛ در كلمات آنها هست. ميتوان در صراطى حركت كرد كه براى بشريت ‏مايه‌ى نجات باشد. اين سرنوشت هولناكى كه در مقابل بشريت است، اين سرنوشت را ميشود ‏تغيير داد؛ قدم اول اين است كه ما در خودمان آن حركت بزرگ را، آن تحول عظيم را به ‏وجود بياوريم. از تعليم و تربيت شروع ميشود. زيرساختها در طول اين سى سال بحمداللَّه در ‏بخشهاى مختلف به شكل خوبى فراهم شده است. ميشود بر اساس اين زيرساختها حركت كرد. ‏وظيفه سنگين است، راه طولانى است، كار دشوار است؛ اما انتهاى راه، روشنائى و نورانيتِ ‏داده شده‌ى از طرف پروردگار به چشم ميخورد؛ انسان اين را مى‌بيند. انتهاى راه، روشن ‏است؛ افق روشن است؛ ميتوان اين راه را بخوبى طى كرد.
‏ دشمنى‌ها وجود دارد. در هر موفقيتى كه ملت ايران به دست بياورد، عده‌اى در دنيا احساس ‏ناكامى ميكنند. قدرتمندان به طور طبيعى در مقابل اين حركتها كه با منافع آنها سازگار نيست، ‏صف‌آرائى ميكنند؛ اينها چيز نامترقبى نيست؛ اينها چيزهائى است كه براى هر ملتى كه در ‏ميدان مبارزه‌ى عظيم حيات وارد ميشود، مورد ترقب است؛ انتظار آن ميرود. ملت ما از اول ‏انقلاب تا امروز اين حركت را در مواجهه‌ى با همين موانع ادامه داده است؛ اينها چيزى نيست. ‏اين تهديدهائى كه ميكنند، حرفهائى كه ميزنند، مخالفتهائى كه ميكنند، تجربه‌ى ملت ايران نشان ‏داده است كه اين مخالفتها هيچ تأثيرى در كند كردن حركت ملت ندارد و ملت راه را خواهد ‏رفت. مهم اين است كه هر كسى نقش خود را بداند؛ هر كسى در هر جا كه هست، بتواند آن ‏وظيفه‌اى را كه به عهده‌ى اوست، درست بشناسد و آن را انجام دهد؛ خداوند متعال هم ‏ان‌شاءاللَّه كمك خواهد كرد. ما اميدوار هستيم كه مسئولان محترم وزارت آموزش و پرورش ‏با توجه به اين حقائق مهم، با توجه به اين مسئوليت سنگين، اين كار بزرگ را با همت والا و ‏با كار مضاعف و تلاش پيگير ان‌شاءاللَّه دنبال كنند و شما معلمان عزيز در هر نقطه‌ى از ‏كشور كه هستيد، با اميدوارى و با توكل به خداى متعال و چشمداشت رحمت و هدايت و پاداش ‏الهى ان‌شاءاللَّه اين كار را پيش ببريد. اميدواريم خداوند همه‌ى شما را مأجور بدارد و روح ‏مطهر شهداى عزيزمان را كه اين امكان را براى ملت ما فراهم كردند تا بتواند به اين مسائل ‏اساسى بپردازد، شاد بفرمايد. ان‌شاءاللَّه خداوند متعال روح مطهر امام بزرگوار را كه ‏گشاينده‌ى اين راه به روى ماست، با ارواح طيبه‌ى اولياء خودش محشور كند و همه‌ى شما را ‏مشمول ادعيه‌ى زاكيه‌ى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) قرار دهد.‏

 
 

 

تلفن تماس روابط عمومى

لينكها